سيد محمد باقر برقعى

3491

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

من يكى طاير خونين پروبالم صيّاد * خانه آباد كه ويران كنى اين منزل من كاروانا ! ره صحراى عدم گير و برو * هان به ويرانهء هستى مفكن محمل من مرغ جان از قفس سينه كى آزاد شود ؟ * تا كه اين لانهء خاكيست « مهين » حايل من گنج شايگان سحرگهان كه نسيم پيام يار آورد * فروغ صبح اميدم به شام تار آورد مرا به گوشهء عزلت ، جمال طلعت دوست * به شامگاه خزان صبح نوبهار آورد سپيدهء شب هجران من ! به شام فراق * برآ ، كه ديده سپيدى ز انتظار آورد قسم به مهر تو اى شهريار كشور حسن * كه عشق من به جهان طرفه يادگار آورد گرم بهار گذشت و خزان رسيد چه غم ؟ * كنون كه شاخهء اميد برگ و بار آورد نثار مقدمت از گنج شايگان سخن * عروس طبع « مهين » درّ شاهوار آورد